« رگ غیرت | صفحه اول | روز داوری »

خواب دیدم

چند شبی است که خواب ندارم، نه اینکه خواب ام نبرد خواب میروم اما همه آن چیزهایی که در بیداری می بینم و می شنوم و حتی با خودم فکر می کنم به سراغ ام می آیند. یکجا وکامل و واضح. آخرین پرده خواب ام که البته در بیداری خیلی به آن فکر کرده ام این است که احمدی نژاد سال آخر ریاست جمهوری اش را چطور سر می کند؟ کمی خودمانی ترش این است که چه کلکی سوار می کند که امسال را هم سر کند و ملت فلک زده را هم همچنان سرکار بگذارد و فکری هم برای خرداد سال دیگر کند؟ دروغ های بزرگ آنچنانی اش که همه باور کنند تقریبا ته کشیده، غیر از یک نفر در این مملکت ، کسی از شر فرافکنی های او در امان نمانده، دشمنان خارجی دیگر کاری نمانده که نکرده باشند تا بتواند چیز دیگری به گردن شان بیاندازد، افشاگری ها و شلوغ کاری هایش هم دیگر خسته کننده و غیر جذاب شده، واقعا مانده ام دیگر می خواهد چه کند؟ مهم تر اینکه مجموعه کشور تا چند وقت دیگر محمود احمدی نژاد با مجموعه شیرین کاری ها یش را تحمل می کند؟ احمدی نژاد کسی نیست که به این راحتی ها و بی هزینه دست از سر این ملک و ملت بردارد، و دقیقا همین جاست که کمی می ترسم و بی خوابی به سرغ ام می آید، بی خوابی که نه، همین که غیر از بیداری در خواب هم باید او و دروغ هایش و فرافکنی هایش و افشاگری هایش و خرابکاری های هرروزه اش و ... را ببینم. بهتر بگویم بی خوابی نیست، خوابی است که در آن کابوس می بینم. در اخرین پرده کابوس ام احمدی نژاد را در هیبت رضا خان قلدر دیدم که همه را از صحنه حذف کرده و حالا به سرغ احمدشاه قاجار و محمدحسن میرزا می رود و کار قاجار را یکسره می کند. همه اش در خواب می بینم که احمدی نژاد برای بعضی ها خواب هایی دیده. خدا به خیر کند

Post a comment

 
 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007