« اولین کتابی که به آخر نرسید | صفحه اول | یک داستان کوتاه »

خواب زدگی

بازهم انتخابات، بازهم اتفاقات عجیب و غریب، یا درست‌تر بگویم وقایعی که برنامه‌ریزی شده و زنجیره‌ای در حال وقوع‌اند، بازهم بلاتکلیفی تاآخرین لحظات، بازهم منتظرماندن برای شنیدن خبرهای خوب یا چشم دوختن به تاریکی برای آنکه کورسوی نوری ببینیم و خوشحال شویم مثل اینکه سیاره یا ستاره جدیدی کشف کرده‌ایم، و بازهم تماس‌هایی که طولانی می‌شود و به تحلیل شرایط و امید دادن به یکدیگر می‌گذرد، یا بعضی وقت‌ها که خدارا شکر می‌کنیم که خیالمان راحت شد و مسوولیتی نداریم و حالا که می‌خواهند، همه چیز دست خودشان بروند ما هم نفسی بکشیم.

همه این ها که امروز می‌بینیم را چندی پیش، پیش‌بینی کرده بودیم، ردصلاحیت‌های فله‌ای را و تایید صلاحیت‌های قطره‌ای را. هشدارها و تخریب‌ها و اعلام خطرها و تهدیدها و بی‌حرمتی‌ها و استفاده کامل از تمامی امکانات و تریبون‌ها و مقدسات و حتی اندوخته‌های ناچیز 29 ساله‌ و...

علیه اصلاح‌طلبان را، و اینکه نمی‌خواهند و نمی‌گذارند که در انتخاباتی آزاد و عادلانه و رقابتی به صحنه بیاییم و چقدر این سه کلمه آزاد و عادلانه و رقابتی غریب و مهجور مانده‌اند درست به اندازه‌ای که در این چندماهه استعمالشان کرده‌ایم و کمتر نتیجه گرفته‌ایم، درست مثل اتحادملی و انسجام و وحدت و...

حالا که دارم این‌ها را می‌نویسم، سخنگوی شورای‌نگهبان با لبخندی شبیه معروفترین لبخندی که در موزه لوور به دیوار آویخته‌اند، روی صفحه تلویزیون ظاهر می‌شود و می‌گوید امیدوارم خبرهای خوبی را تا قبل از سوم اسفند به کاندیداهای رد صلاحیت شده بدهیم و ما هم قرار است دوباره چشم هایمان را تا سوم اسفند خیره کنیم به صفحه تلویزیون و نتیجه مرحمت و لطف آقایان را ببینیم.

اخبار که تمام می‌شود، دوستی زنگ می‌زند خوشحال و ذوق زده است، می‌پرسم بالاخره پذیرش دانشگاه استرالیایی را گرفتی؟ و می‌گوید نه هنوز منتظرم، تلویزیون را دیدم، مثل اینکه قرار است خبرهایی بشود، گویا چندان هم بی‌نتیجه نبوده مذاکرات و ملاقات‌ها. حالا چکار می کنید؟

نمی دانم جوابش را چه بدهم، چکار می‌کنیم؟ قبل از این چه کرده‌ایم، همان کارهایی که قبلا می‌کردیم. همچنان امیدواریم که به بازی گرفته شویم، بازی که در بهترین حالت مثل انتخابات شوراهای سوم در شمارش آراء و اعلام نتیجه انتخابات هم به بازی گرفته می‌شویم و بازهم امیدواریم. و درمیدان بازی که از آن ما نیست بازهم به بازی مشغول مان می‌کنند و خوشحالیم و امیدوار که در صحنه بازی می‌کنیم. و چه بازی زیبایی است، توپ جمع کن‌های رقبایی هستیم که هرکدام به تناوب بازیگرانمان را از صحنه خارج کرده‌اند و چقدر امیدوار و زیبا بازی می‌کنیم. و چقدرخوشحال و سرحال وقتی که از میان بازیگران اصلی یکی را شهردار می‌کنیم و بازهم امید داریم که اوضاع بدتر از خیلی بد نشود.

امیدواریم آنها که به خواب گران رفته‌اند و منافع ملی و جمهوری اسلامی و استقلال و آزادی را فراموش کرده‌اند بیدارشان کنیم. غافلیم اما آنها که خواب می‌پنداریمشان بیدارند، خود را به خواب زده‌اند و ما چه خوش خیال و امیدوار مشغول بیدار کردن آنهاییم.
راستی با اینها که خودشان را به خواب زده‌اند چه می‌کنیم؟ ترسم اما از این است که خودمان هم خوابمان ببرد. و خواب امیدهایمان را ببینیم.

Post a comment

 
 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007