28 خرداد 88

پیروزی نزدیک است

امروز نخستین بار بعد از انتخابات و اتفاقات بعد از آن، لازم است چند نکته برای دوستان جوان ام و اعضاء ستادهای جوانان حامی خاتمی و موسوی در سراسر کشور بنویسم :
1- دوستان ! خسته نباشید، نتیجه اصلی انتخابات و نه آنچه دروغگوها اعلام کردند نشان داد پیروزی از آنِ ماست، از آنِ ملت ایران، از آنِ مردمی که این روزها در خیابان ها برای تعیین تکلیف آراء و گرفتن حق مسلم شان کوتاه نمی آیند. کوتاه نمی آییم تا سی سال بعد از انقلاب این سخن امام را به کسانی که امروز فراموشی گرفته اند یادآوری کنیم که: "هنوز هم میزان رای ملت است." تا چند روز دیگر در صورت ادامه حضور آرام و پرمعنای مردم شریف ایران و ایستادگی آقایان موسوی و خاتمی و کروبی همچنان که تا امروز چنین بوده، تحقق مطالبه اصلی مان یعنی ابطال انتخابات دور از دسترس نیست. بی آنکه ذره ای از این مطالبه کوتاه بیاییم هر روز بیش از پیش بر آن پافشاری می کنیم. به سخنان اغوا گرانه دروغ گوها نباید کمترین اعتمادی کرد، تهدید ها و سرکوب ها و دستگیری ها هم نباید کوچکترین خللی در اراده و عزم مصمم مان ایجاد کند.
2- باید خودمان را برای انتخابات آینده که بعد از ابطال این انتخابات با نتایج شرم آورش برگزار خواهد شد آماده کنیم، از همین حالا ستادها را برای انتخابات ریاست جمهوری دهم آماده می کنیم.
3- نکته ای امروز آگاهانه نادیده گرفته می شود، و آن نقش بحران آفرینان و اغتشاش گران اصلی است، کسانی که بعد از آنکه به رای مردم خیانت کردند، آنان را خس و خاشاک می خوانند و موج جمعیت معترض را چند نفری می نامند که از حاضران در یک صندوق رای گیری کمترند! اینها همان هایی هستند که امروز صدای مردم ایران را نمی شنوند یا خودشان را به ناشنوایی می زنند.گویا مقامات عالیرتبه نظام به این بحران آفرینان توصیه کرده اند بیش از این با احساسات مردم بازی نکنند و به شعور مردم خشمگین، اما آرام بیش از این توهین نکنند. این هم نتیجه حضور آگاهانه و پرشور مردم در دفاع از انتخاب و رای شان است و نشانه ای دیگر از پیروزی . باید آشوب طلبان و بحران آفرینان را به همه معرفی کنیم، تا حساب آنها از حساب مردم آزاده و شریف ایران جدا شود.
4- به هر روش ممکن باید اعتراض مان را به دستگیری ها و بازداشت های غیرقانونی چند روز اخیر نشان دهیم. سکوت در برابر برخوردهای خشن و دستگیری ها نتیجه ای جز فراگیرتر شدن این اقدامات اقتدارگرایان و شدیدتر شدن برخوردها ندارد. باید هزینه اقداماتی از این دست برای خشونت طلبان واقعی زیاد شود.
5- اطمینان داریم پیروز نهایی و واقعی بالاخره مردم اند و دروغگوها و متقلبین رسوا می شوند. صبر می کنیم ، روز پیروزی نزدیک است. دوستان! این روزها روزهای دلسردی و خستگی و نومیدی نیست، روز امید به آینده ای نزدیک است که به زودی می رسد. برای استقبال از آن روز باید فعال و امیدوار در صحنه باشیم، در کنار هم می مانیم تا روز پیروزی.


به امید پیروزی حقیقت بر دروغ

18 اردیبهشت 88

فقط حضور مردم

از موضع دانای کل سخن گفتن یا نوشتن، آفتی است که بارها و بارها بی آنکه بفهمیم یا بخواهیم که بفهمیم گریبان گیر هرکدام مان شده، صدور حکم هایی کلی و بی چون و چرا و کلیشه ای بعضی وقت ها بی دردسرترین روش ممکن برای مصاحبه ها و یادداشت هایمان بوده و هست.
تحلیل و بررسی تمامی شرایط و در نظر گرفتن جوانب مختلف حول یک موضوع، به اندازه ضرورت و لزوم اش البته کاری سخت و زمان بر است که کمتر به آن توجه می کنیم و متعهدیم.
مقدمه چینی را کوتاه کنم که همه این روزها یک سر دارند و هزار سودا و برخلاف مابقی اوقات، این روزها وقت زیادی نمانده برای مفصل گویی و باید مجمل و مختصر گفت آنچه را باید گفت.
چند روز پیش به اتفاق دوستان ام در ستاد 88، توفیق هم صحبتی با سیدمحمد خاتمی دست داد، مردی که با وجود آنکه می داند حرف هایش خریدار دارد و جذاب و تاثیر گذار است، به جای دانای کل نمی نشیند و حکم هایی کلی و کلیشه ای صادر نمی کند. و اصلا دلیل خاصیت ویژه حرف هایش همین خصوصیت کم نظیرش در بیان آنهاست.
او آنجا که به موضوع انتخابات و راه های نسبتا محدود و بسته منتهی به آن رسید، از حضور مردم بعنوان یک راه باز که امید تغییر را همچنان زنده نگه می دارد و بر هم زننده معادلات است نام برد و توجه به این متغیر مهم و تعیین کننده را برای مدیریت در جبهه اصلاح طلبان لازم و ضروری دانست.
متغیری که علاوه بر تاثیرگذاری بر چگونگی حضور کاندیداهای اصلاح طلب در صحنه، خود متاثر از نحوه حضور آنان و مدیریت این حضور است.
گفتمان جذاب و انتخاباتی کاندیدا و فعالیت کارآمد و قوی ستاد او بعنوان دو بخش اساسی و مهم نحوه حضور کاندیدا در افزایش متغیر تعیین کننده یعنی حضور مردم موثر است و در مرحله بعدی کار مشترک دو کاندیدا در حوزه های مختلف تاثیر گذار خواهد بود.
از نظر خاتمی اگر مردم حضور بالایی داشته باشند، تعدد کاندیداها ضرری ندارد، و حتی اگر تعدد کاندیداها در جهت جذب نظر بیشتر مردم برای حضور گسترده تر در صحنه باشد، این مساله بازهم هیچ مشکلی ایجاد نمی کند بلکه راهگشاست، خاتمی فقط در یک حالت، تعدد کاندیداها را مضر دانست ؛ وقتی که قرار است انتخابات بی رونق باشد و حضور مردم کم . آن وقت به قول او سقف رای رقیب که با وجود استفاده و سوء استفاده از همه امکانات بازهم محدود و مشخص است کارساز می شود و نتیجه ای حاصل می شود که حسرت خواهیم خورد. حسرتی که بعضی اوقات دیگران بر ما تحمیل می‌کنند و بعضی اوقات هم خودمان برنامه ریزی نمی‌کنیم و باید خودمان را ملامت کنیم.
به هرحال نمی توان همه معادلات را خطی و متغیرها را دارای اثراتی یک سویه دانست و از همان ابتدا با ترسیم بدترین حالت موجود یعنی عدم حضور مردم، به تحقق بدترین وضع یعنی استمرار مدیریت کنونی کمک کرد. باید بازی را همچنان که پیچیده طراحی کرده اند پیچیده مدیریت کرد، با چشم بستن بر هریک از واقعیات موجود و تعیین کننده در این صحنه، واقعیت تغییر نخواهد کرد.
واقعیت این است تا زمانی که اطمینان پیدا نکرده ایم ماندن تنها یک کاندیدا، حضور مردم را برای بی اثر کردن سقف رای رقیب تضمین می کند، تجویز نسخه ساده و کلیشه ای "تنها راه پیروزی اجماع است" حداقل تا روزهای نزدیک انتخابات چندان شفا بخش نخواهد بود.
امروز هدف اصلی به صحنه آوردن مردم است، تنها راه موثر و همچنان باز، حضور گسترده مردم است، مردم باید نقش سرنوشت سازشان را به یاد بیاورند، مردم باید آگاه شوند که اگر نیایند آنچه در این 4 سال بر ایران و ایرانی گذشت تکرار می شود، با این تفاوت که اگر تاکنون برای رای آوری مجدد پولی توزیع می شد یا در ظاهر تکریم و احترامی در کار بود فردای 22 خرداد که خرشان از پل بگذرد ، پل را هم بر سر مردم خراب می کنند!

30 فروردین 88

مردی که کاندیدا آمد و آرام رفت

اين روزها تا 22 خرداد عمده يادداشت ها و مصاحبه ها و گزارش ها رنگ و بويي انتخاباتي دارند، دقيق تر بگويم معطوف به انتخابات و با هدف کسب راي و جلب توجه مخاطبان به سمت کانديداي مورد نظر هستند. بخش عمده يي از روابط و سلام و عليک ها و خوش و بش ها هم در همين راستا تعريف و طراحي مي شود. چهره هاي عبوس و بداخلاق يکباره مي شکفند و بعضي ها که گفتن سلام يا جواب سلام هم برايشان سخت بود، هر روز روزي سه نوبت احوالپرسي و چاق سلامتي مي کنند.

خلاصه دوران انتخابات دوران عجيبي است، تاثير انتخابات بر فعاليت ها و گفت وگوها آنقدر زياد مي شود که مسائل و موضوعات مهم دوروبرمان به حاشيه مي روند. آدم هايي در سايه کانديداها ديده نمي شوند و حرف هايي اساسي در قيل و قال انتخابات نشنيده مي مانند. هر اتفاق و پديده يي که بتوان از آن سوژه و موضوعي انتخاباتي ساخت قابل توجه و مورد دقت قرار مي گيرد و چندين کارشناس و صاحب نظر به کنکاش و موشکافي اش مي پردازند و از همه ابعاد و زوايا تحليل و تبيين اش مي کنند مبادا از مصرف ذره يي از آن براي انتخابات غفلت شود.

و اينها البته در موسم انتخابات مهم و اساسي و شايسته توجه و تاکيد است. چه مي شود کرد انتخابات است، آن هم انتخابات رياست جمهوري.

آن هم انتخابات رياست جمهوري دهم، با حساسيت هاي فراوان و اتفاقات عجيب و غريبش.

نمي خواهم دوباره برگردم به آمدن و رفتن خاتمي و آمدن موسوي و بحث اخلاق و فداکاري و مديريت انتخابات به جاي اجماع يا اجماع به جاي مديريت و گشت ارشاد و فعاليت هاي انتخاباتي رئيس جمهور و سيب زميني و هديه تولد و... که همه اين روزها همين ها را مي گويند و معطوف است به همان انتخابات که گفتم.

در اين فرصت يک ماه و بيست و چندروزه تا انتخابات مي خواهم از رفتار کسي بگويم که در سروصدا و شلوغي هاي اين بازار شايد آن طور که بايد،ديده نشد.

در انتخابات مجلس هشتم، آن روزهايي که همه از انتخابات آزاد و عادلانه و رقابتي مي گفتند و اينکه اگر شرايط به سمت ردصلاحيت ها پيش رفت، تصميمي ديگر مي گيرند و البته نگرفتند، فقط يک نفر بود که بر سر قول و قرار اوليه خود براي حضور در انتخابات ماند و آنجا که شواهد و قرائن را بر ناعادلانه و غيررقابتي بودن انتخابات ديد،عطاي حضور در مجلسي با اين مقدمات را به لقايش بخشيد و بي سروصدا انصراف داد.

محمدرضا عارف در صورت ادامه فعاليت انتخاباتي بي شک سرليست اصلاح طلبان تهران بود و حتماً حتي با وجود اعمال يارانه ها و دوپينگ هاي مرسوم اين سال ها مي توانست بر صندلي هاي سبز مجلس تکيه بزند.

در زماني ديگر و با شروع گمانه زني هاي انتخابات رياست جمهوري دهم محمدرضا عارف براي حضور در صحنه اعلام آمادگي کرد. او البته بارها و بارها در خلال مصاحبه هاي آن روزهايش اشاره کرد اگر سيدمحمد خاتمي بيايد همه توانش را براي پيروزي او به کار مي بندد. آن روزها مي شنيدم بعضي ها کنايه مي زدند و از اينکه عارف اعلام حضور کرده و با آنها هماهنگ نکرده، آمده ناخشنود بودند.

در مقطعي ستاد کوچکي هم تشکيل و جلساتي برقرار شد تا وضعيت انتخابات و حضور عارف بررسي و ارزيابي شود. عارف حتي با فعالان اصلاح طلب استان ها ملاقات ها و ديدارهايي داشت. معاون اول دولت اصلاحات که اعتقاد مصمم و وفاداري به خاتمي را هيچ گاه حتي در جلسات مجمع تشخيص مصلحت و گفت وگو با محافظه کاران پنهان نکرد، آنگاه که بحث حضور خاتمي در حد زمزمه هايي آغاز شد، خود براي به صحنه آوردن او تلاش کرد و وقتي آمد رياست ستاد انتخاباتي رئيس سابقش را برعهده گرفت؛ ستادي که گرچه عمرش کوتاه بود و با انصراف خاتمي تعطيل شد اما در طول مدت فعاليتش با تلاش هاي عارف و البته با همت کساني چون محسن امين زاده منسجم و فعال عمل کرد؛ ستادي که مي توانست ستاد کانديداي پيروز انتخابات 22 خرداد باشد.

به هرحال شايد اگر بحث حضور خاتمي جدي نمي شد، عارف فعاليت هايش را جدي تر پي مي گرفت، ستادهايش را فعال مي کرد و در قامت کانديداي رياست جمهوري ظاهر مي شد، سخنراني مي کرد و به سفرهاي استاني اش ادامه مي داد. ممکن بود احزاب و گروه ها به حمايت برخيزند و کارها پيش برود. البته اين امکان هم بود که باز خاتمي از او بخواهد فعاليتش را بر وحدت اصلاح طلبان معطوف کند و عارف بي شک باز هم چنين مي کرد.

مرد آرام و بي هياهويي که بيشتر از آنکه ادعا کند به اصلاحات و رهبر آن اعتقاد دارد، به آنچه مي گويد بي آنکه در پي توجيه و تفسير برآيد صادقانه و بي سروصدا عمل مي کند. در اين روزها و شلوغي هاي انتخابات البته آنچه کمتر ديده و شنيده مي شود همين چيزهاست.

23 فروردین 88

بالاخره فرصتی پیدا شد

امروز بعد از سه هفته بالاخره هم فرصتی پیدا کردم و هم حس و حالی که بنویسم، یعنی توی وبلاگ ام بنویسم. پس می نویسم :
صبح یکشنبه 16 فروردین به اتفاق بیست و چند نفری از دوستان عضو شورای سیاستگزاری 88 جلسه ای با مهندس موسوی داشتیم برای آشنایی با اندیشه ها و دغدغه ها و نظرات ایشان. قبلا محور صحبت ها و سوالات را با کمک اعضاء و به همت آرش غفوری عزیز مکتوب و مدون در شش بخش اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، اجتماعی، دانشجویی و همینطور انرژی هسته ای آماده کرده بودیم. طبق برنامه رضا شریفی سیاسی را طرح کرد، امیرحسین مهدوی اقتصادی را، حمید متقی فرهنگی، داوود روشنی اجتماعی، عطا تهرانچی انرژی هسته ای و حامد خوانساری دانشجویی را. در پایان هر بخش هم سوالات مشخص مان از مهندس موسوی مطرح شد.
متاسفانه انتشار مشروح گزارش جلسه گرفتار بی برنامگی و ناهمانگی های داخلی ستاد مهندس موسوی شد . سجاد سالک گزارشی تنظیم کرده بود و فرستاد دفتر مهندس و گزارش هم همانجا جا خوش کرده و بیرون نمی آید! جلسه به نظرم بیش از حد انتظارمان بود. البته آقای موسوی هم گفت که بهترین سوالاتی که در این مدت از من شد همین سوالات بود. در مورد موضوعات اقتصادی و مخصوصا سرمایه گذاری بخش خصوصی و خارجی مهندس موسوی به این نکته اشاره کرد که سرمایه گذار باید دیوانه باشد در کشوری که در طول سه سال سه رییس کل بانک مرکزی می آیند و می روند سرمایه اش را زمین بگذارد. گفت که برنامه ها و سیاست های دولت اگر متغیر و غیرقابل پیش بینی و دایما در حال دگرگونی باشند مشخص است که وضع چنین می شود که امروز شده. گفت که به نظرش تولید در کشور به منحط ترین وضع خود در 30 سال جمهوری اسلامی رسیده است. علت وضع کنونی را این طور بیان کرد که منابع کمیاب در خدمت پروژه های رای ساز و بی اهمیت بوده، در بخش سیاست داخلی صریح و خلاصه مخالفت اش را با نظارت استصوابی اعلام کرد و آن را به فروکاستن نقش مردم در انتخابات تعبیر کرد.در بخش سیاست خارجی اشاره کرد که باید ماجراجویی را با سیاست های اصولی مخلوط نکنیم، فقط به مصرف داخلی موضوعات خارجی توجه نشود، دستگاه خارجی کشور را فلج و وزارت خارجه را تکه پاره دانست. انرژی هسته ای را موضوعی دانست که اگر در این بیست سال سکوت کرده لحظه ای از تعقیب و رصد کردن آن غافل نبوده، از ضیاء الحق نقل کرد که می گفته ملت پاکستان علف هم بخورد باید به انرژی هسته ای دست پیدا کند، می گفت در مورد انرژی هسته ای نباید سرنخ می دادیم، تعبیرش این بود سرنخ را که بدهی پلیور تن ات را در می آورند، معتقد بود با رقبا باید تک تک مذاکره کرد به جای آنکه مثلا در قالب پنج به اضافه یک متحدشان کنیم، معتقد بود می شد بهتر از این عمل کرد تا قطعنامه صادر نشود و کار هم جلو برود. در حوزه اجتماعی همانطور که فردای روز ملاقات با ما هم ذکر کرد، گفت که گشت های ارشاد را باید جمع کرد. نهادهای مدنی را لازم و ضروری برشمرد تا حوزه عمومی شکل بگیرد و قدرت حکومت را محدود کند، اما اشاره کرد که جامعه مدنی فقط به نهادهای مدنی مدرن محدود نمی شود و هیات های مذهبی ، منابر و خیریه ها را هم جزء نهادهای مدنی می داند. تشکیل حوزه عمومی را ضرورتی دانست که فوریت دارد تا دولت آمرانه نتواند در حوزه خصوصی دخالت کند. خودی و غیرخودی کردن شهروندان را بی اساس و خلاف حقوق انسانی شمرد.ستاره دار کردن دانشجویان را محکوم کرد، عدم موافقت اش را با سهمیه بندی جنسیتی اعلام کرد، تنوع در دانشگاه و به رسمیت شناختن گرو ه های مختلف و دیدگاه های متکثر در دانشگاه را ضروری دانست. از اعتقادش در مورد شورای عالی انقلاب فرهنگی گفت که باید کار دانشگا ه ها را به وزارت علوم بسپرد و به کار فرهنگ عمومی بپردازد. بحث های دیگری هم مطرح شد که در جای دیگری می آورم.
و نکته ای دیگر : در شرایط فعلی ستادهای میرحسین موسوی را در قد و قامت یک ستاد انتخاباتی فعال که برای پیروزی کاندیدایش به میدان آمده باشد نمی بینم. باید منتظر ماند و دید به همان اندازه که نسبت به روز اول گفتمان موسوی تغییر کرده تحولی در ستاد او هم رخ می دهد یا نه. به هر حال کمتر از دو ماه دیگر تا روز انتخابات باقی است.

30 اسفند 87

برای دوستان ام در ستاد 88

دوستان خوب ام، اعضاء پرتلاش و بااراده ستاد 88 !

سلام؛ ضمن تبریک سال نو می خواهم چند کلامی هم کلامتان شوم.
می دانم وقتی که شروع کردید، همت و اراده و شور و شعور تنها سرمایه هایتان بود، می دانم با همین توشه و توان به بهترین شکل ممکن ستادهایی برپا کردید که امروز همه بر کارآیی و توانمندی اش اذعان دارند، می دانم حضور پر جوش و خروشتان بود که خاتمی را به صحنه آورد و آن روز که آمد چه حالی داشتید که نتیجه تلاش چندماهه تان به ثمر رسیده بود، می دانم که با حفظ استقلال ستاد و البته همراهی با ستادهای ائتلاف چگونه نخستین فعالیت خودجوش و تشکیلاتی سراسری جوانان اصلاح طلب را در سراسر کشور به نمایش گذاشتید و شایستگی تان را یک بار دیگر یادآوری کردید. می دانم در این راه مانع فراوان بود و همراهی اندک، اما مانعی نبود که ذره ای از هدف دورتان کند یا اندکی تردید در دل تان بنشاند، و این ستودنی است، شایسته اید و شایسته ستودن.
می دانم جمع زیادی از دوستان ام در ستادها هنوز انصراف نابهنگام سیدمحمد خاتمی را باور نکرده اند، می دانم با وجود شش ماه تلاش و فعالیت بدون بهره گرفتن از کمترین امکانات و روبرو شدن با انواع مشکلات و برخوردها و بی مهری ها و بعد کنار کشیدن کاندیدایی که برایش به آب و آتش زده اید چه حالی دارید، می دانم قانع کردن دیگرانی که به دعوت شما وارد ستاد 88 شده اند سخت است، می دانم که جاری شدن اشک بر صورت های پرنشاط و امیدوارتان را از دیگران پنهان کرده اید، می دانم تحمل استهزاء و خنده های کسانی که حضور قدرتمند و فراگیرتان در سراسر کشور را برنمی تابیدند سخت است، می دانم که شاید هیچ وقت انتظار چنین وضعیتی را نداشتید، می دانم دعوت دیگران به صبر و آرامش و تدبیر در شرایطی اینچنین از سخت هم سخت تر است. می دانم ، باور کنید که می دانم چون من هم هنوز باور نکرده ام، می دانم چون من هم مشغول قانع کردن کسانی هستم در حالی که خودم هنوز قانع نشده ام، چون من هم اشک هایم را پنهان کرده ام، چون من هم تحمل کرده ام، چون من هم انتظار نداشته ام، چون من هم باید به صبر و آرامش و تدبیر دعوت کنم و خودم هنوز شاید به صبر و آرامش و تدبیر نرسیده ام!
دوستان خوب ام!
اول؛ از همه شما سپاسگزارم و دست مریزاد و خسته نباشید می گویم.
دوم؛ عذرخواهی می کنم بابت همه کاستی ها و کمبودهایی که وظیفه داشته ام رفع شان کنم و نتوانسته ام، و بازهم عذرخواهی می کنم از این بابت که شاید در تماسی تلفنی یا گفتگویی حضوری تندی کرده ام یا با حوصله ای درخور پاسخگوی تان نبوده ام، که کمترین وظیفه ام این بوده که شنونده و پاسخگوی خوبی برایتان باشم.
سوم؛ از شما می خواهم به حرمت با هم بودنمان و هدف مشترک مان همچنان تا اتخاذ تصمیم نهایی و جمعی مان در بیستم فروردین 88، امیدوار و صبور، به تدبیر با وضعیت موجود مدارا کنید. عکس العمل یا واکنشی از جانب هرکدام از ما ممکن است تلاش های شش ماه گذشته مان و بلکه صبر و انتظار چهار ساله مان برای تغییر وضع موجود را مخدوش و بی اثر کند.
و چهارم؛ جمع صمیمی و منسجم ستاد88 را افتخار و تجربه و سرمایه ای ارزشمند و قابل دفاع و گران قیمت برای همه مان می دانم که باید به هر شکل ممکن در حفظ و پاسداری از هویت و موجودیت اش بکوشیم.
صمیمانه دوستتان دارم و به دوستی با شما افتخار می کنم.
بازهم سال نو را به دوستان ام در ستادهای 88 تبریک می گویم و امیدوارم سال 88 سالی سرشار از پیروزی و شادکامی و سربلندی برای مردم ایران باشد. سالی که شایسته شایستگانی چون اعضاء ستادهای 88 باشد.

 
 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007